اکولوژي بزهکاری در شهر
توماس معتقد بود که شخصيت فرد در درون او قرار ندارد، بلکه به طور عميقی از سامان/ سازمان اجتماعی الهام و نشات می گيرد. توماس برای درک و تبيين نگرشها، آرزوها و ساير ابعاد زندگی درونی، سازمان و سامان اجتماعی را مورد بررسی قرار می داد. به نظر او بی سامانی اجتماعی(محیطی) علت اصلی آشفتگی دورنی است. اين برخلاف نظر آن دسته از انديشمندانی است که آشفتگی درونی را ناشی از انگيزه های غير اگاهانه و يا تجارب دوران کودکی می دانند.
از نظر پارك و برگس شهرها همانند محيطهايي هستند كه در طبيعت مشاهده مي شوند و بعنوان یک موجود زنده بزرگتر می باشند که دقیقاً الهام گرفته از نظریه گایا می باشد، در نظریه گایا کره زمین بعنوان اَبرموجود زنده شناخته می شود. همانگونه كه محيط طبيعي تحت تاثير نيروهاي تكامل دارويني قرار دارد شهرها نيز تحت تاثير اين عوامل هستند. يكي از مهمترين اين نيروها رقابت است. به نظر پارك و برگس گروههاي مختلفي كه در شهر قرار دارند بر سر منابع كميابي همچون زمين با يكديگر به رقابت مي پردازند، نبرد براي زمين و ساير منابع منجر به تمايز فضايي شهر به بخشهای متمايز بوم شناختی و يا نواحی طبيعی می شود، به طوريكه در مناطق مطلوبتر اجاره بها بالاتر است. هر چه مردم و فعاليتهاي تجاري كامياب تر مي شوند تمايل بيشتري دارند تا از مرکز شهر خارج شوند. اين فرآيند را پارك و برگس توالي ناميدند، واژه اي كه آنها از اكولوژي گياهي گرفته بودند. آنها مدل مناطق متحد المركز را مطرح كردند. در اين مدل شهرها به شكل 5 حلقه متحد المركز ترسيم مي شوند كه نواحي فقير نشين در دروني ترين مناطق قرار گرفته اند كه به لحاظ اجتماعي و فيزيكي در حال تخريب هستند و نواحي كامياب نزديك به حاشيه شهر واقع شده است.
آنها در مطالعات خود با استفاده از داده هاي سرشماري و داده هاي مربوط به دادگاههاي بزهكاري نوجوانان نشان دادند كه مناطق خاصي از شهر محيط مساعدتري را براي رشد بزهكاري فراهم كرده اند. فرضيه اساسی آنها اين بود که اغلب بزهکاران در منطقه منطقه انتقالی متمرکز شده اند.
توزيع اكولوژيك بزهكاري:
ناهنجاري اجتماعی را نمی توان در سطح فردی جستجو کرد بلکه واکنش عادی افراد عادی در مقابل شرايط غير عادی اجتماعی است. بی سامانی اجتماعی را به وضعيتی اطلاق میگردد که در آن نهادها و سازمانهای اجتماعی مانند مدرسه، خانواده و پليس در حل مشکلاتی که اجتماع با آن مواجه است توانايی خود را از دست می دهند يا به عبارتی به وضعيتی اطلاق می شود که مکانيزم کنترل اجتماعی تضعيف می گردد.
از ويژگيهای بی هنجاري اجتماعی وجود نظامهای متضاد اخلاقی است به طوريکه در کنار نهادها و سنتهای متعارف و متداول که در کل جامعه حاکم است، بزهکاری به عنوان روشی برای زندگی و روشی که در رقابت با روش متعارف است بسط و توسعه يافته است. بنابراين در درون يک اجتماع دزدي در گروهي فعاليتي مناسب و به حق تعريف مي شود، در حاليكه در درون گروهها ديگر در همان اجتماع فعاليتی غير اخلاقي، نامناسب، و نامطلوب محسوب مي شود.
كودكاني كه در چنين جوامعي زندگي مي كنند بجاي آنكه از الگوي رفتاري هماهنگ و متعارفي بهره گيرند، در معرض معيارها و اشكال متفاوت رفتاري قرار مي گيرند، و بيش از يك گونه نهاد اخلاقي و آموزشي در اختيار آنان قرار داده مي شود.
سوال اصلي این است كه آيا الگوهاي بوم شناختي ميتواند تبيين كننده بزهكاري باشد. يافته ها نشان داد که بزهکاری در مناطق خاصی از شهر تمرکز يافته است و عليرغم جابجايی جمعيت و مليتها با فرهنگهای متفاوت، بزهکاری همچنان تداوم دارد. بنابراين آنها نتيجه گرفتند که بزهکاری برآمده از خرده فرهنگ و يا نژاد خاصی نيست بلکه حاصل و نشات گرفته از محيط(بوم) و شرايط آن است. آيا می توان از نظريه اكولوژي براي تبيين بزهكاري در مناطق شهري كشور خودمان استفاده كرد؟
